خشونت یعنى... مجموعه rlm;اى را برخلاف طبع و نُرم
آن مجموعه هدایت کردن است. لذا این rlm;طور نیست
که فقط کشت و کشتار و شکنجه و امثال این ها خشونت باشد...
این ها صورت rlm;هاى حاد و آلوده ظهور خشونت هستند،ولى خشونت
در آن ها خلاصه نمی rlm;شود و اصناف و انواع و مصادیق دیگر هم
داردبنابراین خشونت به معناى مانع شکوفایى طبعآدمى دیگر هم
و حرکت طبیعى و آزاد فرد بودن است.و در مورد جمع نیز آن
چه مانع حرکت و رفتارنرمال جامعه شود و هنجارهاى جامعه را بشکند
خشونت نام دارد.این هنجارها گرچه اعتباریrlm; اند،هم از حقوق فردى
آدمیان الگو گرفته rlm;اند و هم از طبایع فردى متأثرند.شخص خشن به شخصى گفته می rlm;شود که در ارتباطات اجتماعى خودش صفت عاطفه در او وجود نداشته باشد. وقتى گفته می rlm;شود تصمیم گیری هاى فلان شخص خشن است یعنى او کسى است که همیشه با قوه غضبیه برخورد می rlm;کندو مردم او را آدم شرّى مى دانند و در تماس با او احتیاط می کنند...افرادى به وسیله همین غضب و مهابت ظالمانه احیاناً در تاریخ هم کارهایى انجام داده rlm;اند. حجاجrlm;بن یوسفثقفى در مدیریتش یک آدم خشنى بود و به کوچک ترینمسئله دستور قتل صادر می rlm;کرد یعنى حکومتش بر ترس استوار بود...حکومت هایى که بر خوف و ترس استوارند خشن هستندمثل افراد خشن و شرى میrlm; باشند که مردم از شر و غضب آن ها می rlm;ترسند.شخصى که اهل منزل از داد زدن و فریاد کردنش بترسند آدم خشن است،یعنى موضع گیرى او براى پیشبرد هر کارى با قوه غضبیه صورت می rlm;گیردو مردم براى این که از آزار بیشتر او رنج نبینند به حرف او گوش می rlm;دهند.
این تعریف عرفى از خشونت است.